تبلیغات
هیئت ابالفضل کوی شهید غفاری مهاباد اصفهان - شهادت ثامن الائمه حضرت امام رضا (ع) - آخرین روز ماه صفر سال 203 هجرى قمرى
" امام حسین (علیه السلام) : من كشته اشكم؛ هر مؤمنى مرا یاد كند، اشكش روان شود. امالی صدوق،ص137 "
هیئت ابالفضل کوی شهید غفاری مهاباد اصفهان
.::سلام::.
*خوش آمدید*
این دو عكس
عكس شهیدای محله ی ما است
شهید عباسعلی غفاری
شهید علی عبد الله زاده

 

 

امام رضا)ع( در یازدهم ذى‏قعده سال 148 قمرى (1) و به روایتى در یازدهم ذى‏حجه سال 153 (2) در مدینه منوره دیده به جهان گشود. پدر ارجمندش امام موسى‏ كاظم)ع(، امام هفتم شیعیان و مادرش نجمه )تكتم( معروف به ام‏البنین)س( بودند. امام رضا)ع( در 35 سالگى، پس از شهادت پدرش امام موسى‏ كاظم)ع( در زندان بغداد، در رجب سال 183 قمرى به امامت رسید و مدت امامت آن حضرت، بیست سال بود. امام رضا)ع( از آغاز تولد تا زمان شهادت خویش با شش تن از خلفاى عباسى به نام‏هاى: منصور دوانقى، مهدى، هادى، هارون ‏الرشید، امین و مأمون‏ عباسى معاصر بود و ایام امامت آن حضرت، مصادف بود با خلافت هارون، امین و مأمون. یكى از حساسترین مقطع زندگى امام رضا)ع( و حتى مهمترین مقطع امامت شیعیان، مسافرت اجبارى آن حضرت به خراسان و پذیرش ولایت‏عهدى مأمون ‏عباسى است، كه سرانجام، شهادت آن حضرت در همین مسافرت به وقوع پیوست.
به ادامه مطلب بروید...
آن طورى كه از مأمون )هفتمین خلیفه عباسیان( نقل شده است، وى در نبرد با برادرش امین، نذر كرده بود كه در صورت پیروزى بر سپاهیان امین و به چنگ آوردن خلافت اسلامى، قدرت را به شخصى كه افضل آل ابى‏طالب)ع( باشد بسپارد. هنگامى كه سپاهیان مأمون ‏عباسى پس از تصرف شهرهاى ایران، وارد عراق شده و با كشتن امین، بغداد و سایر بلاد اسلامى را به تصرف خویش درآوردند، مأمون در نشستى با حضور فضل و حسن از فرزندان سهل، مقصود خویش را آشكار ساخت و از آن دو )كه یكى مقام وزارت و امور سیاسى كشور و دیگرى سردارى سپاه و امور نظامى وى را بر عهده داشت( خواست كه مقدمات حضور امام على‏ بن ‏موسى‏ الرضا)ع( به عنوان برترین و والاترین شخصیت آل ابى‏طالب)ع( در خراسان را فراهم كنند. مأمون گفت: ما أعلم احداً افضل من هذا الرّجل على وجه الأرض؛ من در كره زمین، شخصیتى بالاتر و والاتر از این شخص )امام رضا ع( براى پذیرش خلافت اسلامى سراغ ندارم.(3) مأمون در اجراى نیت خود، بسیار جدى بود و از مخالفت مخالفان و دشمنان اهل‏بیت)ع( واهمه‏اى نداشت. وى، به یكى از سرداران سپاه خویش به نام جلودى مأموریت داد كه از خراسان به مدینه رفته و امام رضا)ع( و بسیارى از علویان بزرگوار را با خود به خراسان آورد. جلودى به مدینه رفت و دعوت مأمون‏ عباسى را به امام رضا)ع( ابلاغ كرد. با این كه علویان و نوادگان امامان معصوم)ع( از این دعوت بسیار خرسند شده و خود را آماده مسافرت كرده بودند، ولى امام رضا)ع( اطمینانى به اظهارات مأمون نداشت و خواسته‏هایش را واقعى نمى‏دید. به همین جهت، حاضر به مسافرت نگردید. ولى جلودى اصرار كرد و امام رضا)ع( را با اكراه و اجبار به این سفر بزرگ وادار نمود. امام رضا)ع(، فرزند خردسالش محمد تقى)ع( را در مدینه جانشین خویش قرار داد و به همراه برخى از علویان و یاران خویش عازم خراسان شد. آن حضرت پس از عبور از بصره، وارد ایران شد و در مسیر راه با استقبال شایان ایرانیان مشتاق اهل‏بیت)ع( روبرو گردید. براى امام رضا)ع( در شهرها و بین راه‏هاى ایران، از جمله قم و نیشابور، داستان و كرامت‏هاى زیادى به ظهور رسیده كه در كتب تاریخ و سیره امامان معصوم)ع( بیان شده است. امام رضا)ع( پس از آن كه به "مرو" (4) مركز حكومت مأمون‏عباسى در خراسان رسید، با استقبال مأمون و درباریان و قاطبه مردم روبرو شد. مأمون براى امام رضا)ع( احترام ویژه‏اى قائل شد و وى را بر همگان، از جمله علویان و عباسیان برترى داد و در تكریم و تعظیم او، هیچ‏گونه كوتاهى نكرد. وى به امام رضا)ع( عرض كرد: من مى‏خواهم خود را از خلافت اسلامى خلع كرده و آن را به شما واگذار كنم. نظر شما در این باره چیست؟ امام رضا)ع( از پذیرش آن امتناع كرد. چون مى‏دانست كه مأمون در گفتارش صداقت ندارد و مى‏خواهد او را از این راه بیازماید و یا اگر حكومت را به وى واگذار كند، آن حضرت را پس از مدتى از میان برداشته و خود دوباره حكومت را به دست گیرد و از این راه، مشروعیت حكومت غاصبانه خویش را به اثبات رساند. مأمون كه از پذیرش خلافت اسلامى از سوى امام رضا)ع( ناامید شده بود، به آن حضرت پیشنهاد كرد كه ولایت‏عهدى وى را بپذیرد. مأمون در این باره اصرار كرد و حتى به گونه‏اى امام رضا)ع( را تهدید كرد. وى به امام رضا)ع( گفت: عمر بن‏ خطاب در هنگام مرگش، شورایى متشكل از شش نفر براى انتخاب جانشین خود برگزید، كه یكى از آنان، جدّت على‏بن‏ابى‏طالب)ع( بود. وى با آنان شرط كرد كه هر كسى مخالفت ورزد، گردنش را با شمشیر بزنند. امروز، من از تو مى‏خواهم كه ولایت‏عهدى مرا بپذیرى و چاره‏اى جز پذیرفتن آن ندارى! امام رضا)ع( كه در مقابل تهدید جدى مأمون روبرو شده بود، چاره‏اى جز رضا و تسلیم ندید. آن حضرت، ولایت‏عهدى مأمون را با شرایطى پذیرفت. امام رضا)ع( فرمود: در صورتى ولایت‏عهدى تو را مى‏پذیرم كه مسئولیت امرونهى در حكومت تو با من نباشد، در چیزى فتوا ندهم و در دعوایى داورى نكنم و كسى را عزل و یا نصب ننمایم و آیینى را كه هم اكنون در خلافت تو رایج است، تغییر ندهم. مأمون، تمام خواسته‏هاى امام رضا)ع( پذیرفت. امام رضا)ع( مى‏خواست با این شرایط به او و همگان تفهیم كند كه آن حضرت، از عناصر خلافت نیست و نقشى در حكومت ندارد و هیچ‏گونه مسئولیتى از جانب حكومت متوجه او نیست و از این كه ولى‏عهد خلیفه است، یك امر اجبارى و به عبارتى تشریفاتى، بیش نیست.(5) مأمون، پس از آن كه توانست امام رضا)ع( را به پذیرش ولایت‏عهدى حاضر نماید و از آن حضرت، پاسخ مثبت بگیرد، بسیار شادمان شد و در آغاز، نشستى خصوصى با سران كشورى و لشكرى و خانوادگى برقرار كرد و ولایت‏عهدى امام رضا)ع( را به اطلاع آنان رسانید و هفته بعد، در نشستى عمومى، تمامى سران كشورى، لشكرى، درباریان، نظامیان، قاضیان، فرهنگیان و اقشار مختلف مردم را بار عام داده تا با امام ‏رضا)ع( بیعت نمایند. مأمون، نخست به فرزند خود عباس و سپس به سایرین دستور داد كه با آن حضرت بیعت كنند. از آن هنگام، لباس سیاه عباسیان به رنگ سبز كه لباس علویان بود، تغییر پیدا كرد و همگان سبزپوش شدند. هم چنین بیرق‏ها و پرچم‏هاى عباسیان كه به رنگ سیاه بود، تبدیل به سبز گردید. مأمون در آن ایّام به شكرانه پذیرش ولایت‏عهدى از سوى امام رضا)ع(، دستور داد مواجب و حقوق یك‏ساله كارمندان و سپاهیان را یكجا پرداخت نمایند. سخن‏سرایان و شاعران دوستدار اهل‏بیت)ع( كه قریب به دو قرن نمى‏توانستند از ترس خلفاى اموى و عباسى و عاملان آن‏ها، نامى از اهل‏بیت)ع( ببرند، یك‏باره، زبان به تمجید و توصیف اهل‏بیت عصمت و طهارت)ع(، از جمله امام رضا)ع( گشودند و در این باره سخن‏ها و شعرهاى فراوان در مجلس مأمون و در خارج مجلس سرودند. مأمون نیز فرمان داد كه به نام نامى امام رضا)ع(، سكه زنند و پول رایج و رسمى آن زمان را به نام آن حضرت، منقّش گردانند. هم چنین به تمام سخن‏گویان و خطیبان جمعه دستور داده شد كه در هنگام سخنرانى، نام امام رضا)ع( را با توصیف و تعظیم بیان كنند. در آن سال، مأمون، امیرى حج را به اسحاق‏ بن ‏موسى، برادر امام رضا)ع( سپرد و او را به همراه حاجیان خراسان، روانه مكه نمود و به وى دستور داد در تمامى شهرهاى بین راه، مردم را از ولایت‏عهدى امام رضا)ع( باخبر گرداند. بدین طریق آوازه ولایت ‏عهدى امام رضا)ع( در تمامى شهرها طنین‏ افكن شد. در مدینه منوره، عبدالحمید بن ‏سعید، خطیب وقت، به هنگام خطبه در فراز منبر رسول ‏خدا)ص( چنین گفت: ولىّ ‏عهد المسلمین على‏ بن ‏موسى ‏بن ‏جعفر بن ‏محمد بن ‏على ‏بن ‏الحسین ‏بن ‏على(ع). (8) شیعیان و دوستداران اهل‏بیت)ع(، فرصت و موقعیت بسیار مناسبى پیدا كرده تا پس از سال‏ها اختناق و فشار، بار دیگر راه و رسم خویش را آشكار و حقانیت مذهب خود را اثبات كنند. علویان، به ویژه نوادگان امام جعفرصادق)ع( و فرزندان امام موسى‏كاظم)ع( به خاطر وجود مبارك امام رضا)ع(، موقعیت‏هاى ممتازى در حكومت مأمون پیدا كرده و در ایران، عراق، حجاز و یمن به منصب‏هایى رسیدند. در خراسان نیز به خاطر گفتمان‏ها و رفتار دلنشین و زیباى امام رضا)ع(، هر روز محبوبیت آن حضرت و گرایش مردم به سوى اهل‏بیت)ع( زیادتر مى‏شد. روند چنین پروسه‏اى، خوشایند مأمون نبود. زیرا وى مى‏خواست از ولایت‏عهدى امام رضا)ع( براى مشروعیت و مقبولیت عمومى حكومت غاصبانه خویش، استفاده ابزارى كند، ولى امام رضا)ع( با درایت خویش، نتیجه را به عكس خواسته‏هاى مأمون كرد و به همگان تفهیم نمود كه خلافت عباسیان، مشروعیت ندارد و باید به خاندان پیامبر)ص( كه شایسته‏ترین افراد اُمتند برگردد. مأمون با زیركى و فطانت خویش به این أمر پى برد و خود را بازنده میدان دید. بدین جهت، درصدد معارضه پنهانى با امام رضا)ع( برآمد. از سوى دیگر، در عراق و به ویژه در بغداد، شورش‏هایى برضد مأمون پدید آمد و عباسیان در غیاب مأمون، وى را از خلافت خلع كردند و ابراهیم‏ بن‏ مهدى‏ عباسى را به تخت خلافت نشانده و با او بیعت كردند. حسن‏ بن ‏سهل كه از سوى مأمون، فرماندهى كل سپاه و حكومت عراق و بخش‏هاى عربى را بر عهده داشت، با مخالفان مأمون به نبرد پرداخت ولى این گونه رویدادها را از مأمون، پنهان نگه مى‏داشت و تلاش مى‏كرد كه اخبار عراق به وى نرسد.(7) امام رضا)ع( كه از این گونه خبرها اطلاع داشت، آن‏ها را به مأمون گوش‏زد مى‏كرد. این أمر، سبب شد كه فضل‏ بن ‏سهل، از موقعیت خویش و برادرش حسن‏ بن ‏سهل در نزد مأمون احساس خطر كرده و از جانب مأمون، متهم به پنهان‏كارى گردند. بدین لحاظ تلاش مى‏كرد كه امام‏رضا)ع( را از چشم مأمون بیندازد و وى را نسبت به آن حضرت بدگمان كند. امام رضا)ع( در برابر رفتار و كردار غیرانسانى و غیراخلاقى سرداران و زمامداران عباسى، اظهار ناخوشایندى مى‏كرد و مأمون را در قبال آن‏ها مسئول مى‏دانست. آن حضرت، در برابر كردار و رفتارهاى ناپسند خود مأمون نیز ساكت نمى‏شد و وى را نسبت به آن‏ها، هشدار داده و درستى و راستى راه را به وى نشان مى‏داد. مأمون در ظاهر از نقدها و پیشنهادهاى امام رضا)ع( استقبال و اظهار خوشنودى مى‏كرد ولى در باطن، بسیار رنج مى‏برد و به تدریج وجود امام رضا)ع( را بر خود سنگین مى‏دید.(8) وى در صدد برآمد تا به طریقى، این امام همام را از سر راه خویش برداشته و به حكومت دلخواه خود، بدون مراقبت و مزاحمت كسى ادامه دهد. به هر تقدیر، در بازگشت مأمون و درباریان و كارگذاران حكومتى او از خراسان، جهت عزیمت به سوى عراق، و انتقال مقر حكومت از "مرو" به "بغداد"، در آغاز، فضل‏ بن ‏سهل به توطئه مأمون، در حمام سرخس ترور گردید و به قتل رسید. پس از آن، امام رضا)ع( در طوس به توطئه مأمون، مسموم گردید و پس از دو روز بیمارى شدید، به شهادت رسید. پس از آن كه امام رضا)ع( به شهادت رسید، مأمون یك شب و یك روز، شهادت آن حضرت را مخفى نگه داشت و سپس به سراغ محمد بن ‏جعفر بن ‏صادق)ع( كه عموى امام رضا)ع( و بزرگ علویان بود، فرستاد و او را از درگذشت امام رضا)ع( باخبر گردانید. مأمون در جمع علویان سوگوار، ابراز اندوه و تأثر نمود و بدن شریف امام رضا)ع( را به آنان نمایاند كه ببینند، هیچ آزارى به آن حضرت نرسید و به مرگ طبیعى از دنیا رفت. مأمون براى پنهان داشتن توطئه ننگین خود و فریب دادن علویان و محبّان اهل‏بیت)ع(، در شهادت امام رضا)ع( بسیار گریه و ناله كرد. وى گفت: اى برادر! چه قدر بر من گران و سنگین است كه تو را چنین ببینم. من آرزو داشتم كه پیش از تو از دنیا بروم، ولیكن خداى سبحان آن چه را اراده كند، به انجام مى‏آورد. آن گاه دستور داد كه بدن شریف آن حضرت را غسل و كفن نمایند و خود وى، جنازه آن امام شهید را بدوش گرفت و به محلى كه هم اكنون مرقد شریفش است، تشییع نمود و در همان جا كه در جوار قبر پدرش هارون‏الرشید است، دفن نمود. محل تدفین امام رضا)ع(، پیش از آن، خانه و ملك حمید بن ‏قحطبه بود كه در روستاى سناباد قرار داشت. هنگامى كه هارون‏الرشید در سال 193 هجرى قمرى به هلاكت رسید، وى را در آن جا به خاك سپردند. مأمون پس از شهادت امام رضا)ع( مى‏خواست بدن شریف آن حضرت را پشت قبر پدر خود هارون‏الرشید قرار دهد، به طورى كه قبر هارون، قبله امام رضا)ع( گردد. ولى در هنگام كندن قبر، سنگ بزرگى نمایان شد كه كندن آن، غیرممكن بود. اما در روبروى قبر هارون، كندن قبر با مشكلى مواجه نبود. بدین جهت، قبرى براى امام رضا)ع( در پیش روى قبر هارون كندند و آن حضرت را در آن دفن نمودند. هم اكنون، مرقد مطهر و منور امام رضا)ع(، قبله قبر هارون‏الرشید است. گفتنى است كه در ظاهر امر، غسل و كفن و نماز بر بدن امام رضا)ع( به دستور مأمون انجام گرفت، ولى در واقع و عالم معنى، بدن امام معصوم)ع( را باید امام معصوم دیگرى غسل و كفن نماید. به همین جهت، روایات فراوانى وارد شده‏است كه امام محمد تقى)ع( از مدینه )با كرامت و قدرت الهى( به خراسان رفت و بدن شریف پدرش امام رضا)ع( را غسل و كفن نمود و بر وى نماز به جاى آورد. درباره تاریخ شهادت امام رضا)ع(، اكثر مورخان، صفر سال 203 قمرى را ذكر كرده‏اند ولى از این كه در چه روزى از این ماه بود، اتفاق نظر ندارند. برخى از آنان، آخرین روز از ماه صفر و برخى دیگر، روزهاى دیگرى را بیان كرده‏اند.(9) هم چنین برخى از آنان، شهادت آن حضرت را در 23 ذى‏قعده سال 203 قمرى مى‏دانند.(10) جانشین امام رضا)ع(، فرزندش امام محمد تقى)ع( بود كه به عنوان نهمین امام معصوم، رهبرى شیعیان را بر عهده گرفت. 1- زندگانى چهاده معصوم(ع) (ترجمه اعلام‏الورى(، ص 423؛ منتهى‏الآمال (شیخ عباس قمی)، ج2، ص 256 و بحارالانوار (علامه مجلسی)، ج49، ص 2 2- كشف‏ الغمه (علی بن عیسی اربلی)، ج3، ص 70 3- الارشاد (شیخ مفید)، ص 602 4- این شهر، هم اكنون در كشور تركمنستان واقع شده است. 5- الارشاد، ص 600 6- همان، ص 605 و زندگانى چهاده معصوم)ع( )ترجمه اعلام‏الورى(، ص 445 7- تاریخ ‏ابن‏خلدون، ج2، ص 383 8- زندگانى چهاده معصوم(ع) (ترجمه اعلام‏الورى(، ص 452 و الارشاد، ص 611 9- همان، ص 426؛ منتهى‏الآمال، ج2، ص 312 و الارشاد؛ ص 591؛ بحارالانوار، ج49، ص 2 و 292 و كشف‏الغمه، ج3، ص 150 10- وقایع ‏الایام (شیخ عباس قمی)، ص 97



برچسب ها : شهادت امام رضا ، امام هشتم ،

ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ : یکشنبه 23 آذر 1393 | نویسنده : اسماعیل نژاداحمدی مهابادی | نظرات ()

 
.::سلام::.
*خوش آمدید*
این دو عكس
عكس شهیدای محله ی ما است
شهید عباسعلی غفاری
شهید علی عبد الله زاده
  :: مصطفی

نظرتون راجع به مطالب وبلاگ چیه ؟






  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

استخاره آنلاین با قرآن کریم


جنبش letter4u


 

تمامی حقوق این وبلاگ و مطالب آن متعلق به هیئت ابالفضل کوی شهید غفاری مهاباد اصفهان می باشد و انتشار مطالب با ذکر منبع مانعی ندارد.